در مقالات «سایت دریچه تازه» با تطبیق قوانین فیزیک با آیات قرآن و تأویل علمی آنها، ثابت میشود که خداوند بزرگ همان انرژی مطلق است، و تبدیل انرژی به مادّه یعنی «خلقت»، و تبدیل ماده به انرژی یعنی «معاد» میباشد.
به سئوالات ذیل بر اساس معلومات فوق پاسخ علمی داده شده است.
1 – خدا چیست؟ و چرا خداوند میفرماید: مرا به پرستید و برای من عبادت کنید و در راه من نیکی و انفاق و جهاد کنید؟
پاسخ: علّت را وقتی متوجه خواهیم شد، که بدانیم جهان مثل هندوانه است: (پوسته آن)، مجموعه بسیار بزرگ انرژی تاریک، از ذرات بنیادی بسیار ریز، بنام سی، پی، اچ، که هر کدام از آن دارای انرژی و جرم ثابتی است تشکیل شده، و ضمن نامرعی بودن، بر این دنیا (مغز هندوانه) یا فضای داخل چون چتر و محفظه کروی شکل پوشش دارد، و مجموعاً جهان نامیده میشود. مخلوقات درون فضا از جمله: کاینات، ستارگان، امواج انرژی، پارازیت، بهطور کلّی مادّه و موجودات زنده و انسان نیز از این ذرات ساخته شدهاند، تعداد ثابت و لایتغیر این ذرات انرژی (سی،پی،اچ) در این مجموعه جهان، حکم واحد را داشته، و خداوند یا انرژی مطلق، نامیده میشود. پس همه چیز، جزئی از ذات پروردگار حکیم و در حقیقت از یک گوهر میباشند و خداوند برای متوجه ساختن ما به این امر مهم، درحالیکه برای خودمان و یا همنوع کاری یا خدمتی انجام میدهیم، میفرماید: مرا عبادت و پرستش میکنید، و در راه من صدقه و نفقه میدهید و در راه من نیکی و جهاد میکنید! و حتی در آیه 7 سوره انفال میفرماید: شما نکشتید بلکه الله ایشان را کشت. این تو نبودی که پرتاب کردی بلکه الله پرتاب کرد و....... . منظور انرژی شخص یا سی، پی، اچ ها یا الله درون اشخاص یا مردم میباشد.
(به مقالات سایت دریچه تازه رجوع شود)
2- چرا خداوند دست به آفرینش زده و این همه موجود و از جمله انسان را آفریده است؟
پاسخ : خداوند یا انرژی مطلقرا: نه میتوان دید، نه میتوان لمس کرد، نه میتوان صدایش را شنید، نه میتوان عکسش را گرفت! اگر خالق هم نبود و از انرژی نامرئی، مادّه مرئی: کاینات، اجسام، موجودات زنده، مخصوصاً انسان را نمیآفرید، چه چیزی یا چه کسی و با چه علّتی به وجود خدا پی میبرد؟ پس خداوند حکیم برای شناسانیدن خود و علمش، اقدام به خلقت نموده است. خلاقیت و تکامل، ودیعه خداوندی در طبیعت است، و این همه تنوع و زیبایی را به « آدمیان» تنها نماینده هوشمند، بصیر، ناطق، و تمییزدهنده خود در جهان هستی هدیه داده است. دلیل فرستادن پیغمبران و کتب آسمانی و دین هم کمک به این شناسائی و آموزش راه و رسم زندگی میباشد، و اهمیت آدم را برای خداوند، میرساند.
3 – نقش ایمان به خدا در زندگی انسان چیست؟
پاسخ: هر موجودیت یا اتفاقی علّت یا حقیقتی دارد، که علم نامیده میشود. انسان ذاتاً کنجکاو و تشنه حقیقت است، بعضی از حقایق دلیل روشنی دارند و از راه تجربه و علم شخصی میتوان به آن رسید، امّا همگان از کشف علمی اکثر حقایق عاجزند، و از راه باور به گفته عالِمان و دانشمندان، یعنی تقلید قبول مینمایند، پس ایمان یعنی شناخت علمی شخصی و یا تقلیدی، به حقیقت.
بزرگترین و مهمترین حقیقت جهان وجود خدا است و اعتقاد داشتن به خدا و فرستادگانش پیامبران (ص)، و روز قیامت یا معاد، ایمان داشتن نامیده میشود. لذا ایمان! اگر از طریق علم خودمان باشد، آگاهی به اصالت و محسنات موضوع، و اگر تقلیدی باشد ترس از گناه و جزا، از انحرافات جلوگیری کرده و ما را به راهراست و دوری از گناه وا میدارد و به رستگاری در دنیا و آخرت میرساند.
قرآن میفرماید: و باز به یاد آرید که موسی گفت اگرشما و همه اهل زمین یکمرتبه کافر شوید، خدا از همه بینیاز است.
«و قال موسی اِن تکفروا انتم و من فی الارض جمیعاً فانّ الله لغنئ حمید» (سوره ابراهیم آیه 8)
4 – آیا خدا به عبادت ما نیاز دارد، که فرمان داده نماز بخوانیم و رو به کعبه بایستیم؟
پاسخ: علاوه بر گفتهها و نوشتههای بزرگان محترم دینی و علمی در باره نماز، به نظر من : نماز حداقل ورزش و نرمش و تمرین: فکر و حافظه مورد نیاز بدن است، اگر به منافع ورزش برای روح و جسم انسان آگاه باشیم! به علّت فرمان و تاکید بسیار خداوند به خواندن نماز پی خواهیم برد: که برای خیر و سلامت نمازگذار و اجتماع بشر است، و خداوند بی نیاز از همه کس و همه چیز کوچکترین نیازی به نماز ما ندارد.
اگر دقت کرده باشید: هنگام فروش صندلی های مدیریتی دستورالعملی پیوست است، که برای بهداشت بدن، و درست استفاده کردن از صندلی: حرکات و اعمالی را پس از هر ساعت نشستن توصیه مینماید، که برای سازنده و فروشنده صندلی کوچکترین نفع و ضرری ندارد، امّا برای استفاده کننده خیلی مفید است.
مومندر حال نماز، با حرکات خود، علاوه بر ورزش (تبادل انرژی)، با ذکر جملاتی که برای حافظه و جلوگیری از مرض آلزایمر خیلی مفید است، از طریق فکر و ذهن با پروردگار خود ارتباط مستقیم بر قرار کرده، و با راز و نیاز آرامش مییابد. و یک جهت بودن مسلمانان در حال نماز به سوی کعبه که خداوند خانه خود خوانده است، علاوه بر فواید نظم و ترتیب، نمادی از یکتا پرستی و مسلمان بودن میباشد، و انسجام و اتّحاد مسلمانان را میرساند.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «قم فصل فان فی الصلوة شفاء» : برخیز نماز به جا آور! پس همانا در نماز شفا است!( جامع احادیث الشیعه، ج4،ص 28)
5 – در صلوات بر محمد و آل محمد، منظور از «آل محمد» چه کسانی هستند؟
جواب: خداوند آل محمد را خیلی روشن در آیات 1 تا 5 سوره بقره قرآن معرفی فرموده: الم (آیه1: الف، لام، میم ذالِکَ الکِتابُ لارَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَقین(آیه2: آن کتاب هیچ تردیدی در آن نیست {که} راهنمای للمتقین است) اَلَذینَ یوُمِنُونَ بالغَیب و یُقیمُونَ الصَّلوةَ و.... (آیه 3: آنانکه به غیب ایمان میآورند و نماز برپا میدارند و از آنچه روزیشان کردهایم، انفاق میکنند.) اَلَذینَ یُومِنُونَ بِما اُنزِلَ اِلیکَ و.... (آیه4: و آنان که به آنچه به تو نازل گردیده و آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان میآورند و اینانند که به آخرت یقین دارند.){توجه!: مشخصات مسلمانان گفته شد.} اُولئِکَ عَلی هُدًی مِن رَبِهِم و اوُلئکَ هُمَ المُفلحُون (آیه5: آنان بر هدایتی از پروردگار خویشند و هم ایشان رستگارانند.) { توجه فرمایید: آنان بر هدایتی از پروردگار خویشند: یعنی سی، پِی، اچ، های تشکیل دهنده وجودشان، لِلمُتَقین یا آل محمد را خداگونه و صحیح هدایت میکنند، و رستگار میسازند.}
پس جمیع ایمان آوردهها که مسلمان و با تقوا هستند، آل محمد به حساب میآیند، و همراه صلوات بر پیغمبر و خاندانش بر آنها نیز صلوات خوانده میشود.
6 – مهم ترین مسئولیت بشر چیست؟
پاسخ - خداوند بزرگ همه جا حضور دارد، قادر به هر کاری است و همه چیز را آفریده است. زیر بنا و جوهر اصلی هر چیز و هر کس سی.پی.اچ. یا خداوند است. پس: خداوند قسمتی از وجود خود را ، اختصاص به چیز ها و انسان قرار داده تا به وجود آیند، بنا به فرمایش قرآن: خداوند، با دمیدن روح خود به انسان، فقط به انسان عقل و هوش داده تا آدم شود، و فقط او توان و قدرت تمییز دادن کارهای خوب (که در کتب آسمانی و یا توسط پیامبران دستور انجام آن داده شده)، از کارهای بد (که بشر از انجام آن منع شده است) می باشد. بقیه چیزها که مادّه هستند درمقابل خوب و بد، بی تفاوتند. اما نوعی امواج انرژی در مقابل خوب و بد حساس هستند و طول موج آنها کم و زیاد است، به گفته دانشمندان: اعمال و گفتار ما تبدیل به امواج انرژی شده و در فضا باقی میماند، و به گفته قرآن: اعمال ما توسط فرشتگان (= امواج انرژی) در « لوح محفوظ» ثبت میگردد و در روز قیامت خداوند به حساب و کتاب اعمال خوب و بدی که در جهان انجام دادهایم رسیدگی خواهد کرد،.
پس: مسئولیت اصلی بشر خودداری از گناه و گرایش به سمت خوبیها {یعنی: تقوا}. تشویق و هدایت دیگران برای انجام کارهای خوب{یعنی: امر به معروف}. و بازداری دیگران از انجام کارهای بد {یعنی: نهی از منکر} است. پس مسئولیت و رسالت اصلی بشر را در این دنیا میشود چنین خلاصه کرد: تقوا، امر به معروف، و نهی از منکر.
امام حسین (ع) فرموده: همانا من قیام کردم: امر به معروف و نهی از منکر کنم. پس قیام در مقابل ظلم هم تقوا است.
7 - روح چیست ؟ و وقت مردن و بعد از آن چه اتفاقی برای بدن ما میافتد ؟:
پاسخ: روح امواجی از انرژی خداست (روح خدا)، که به جسم ما حیات و شعور میبخشد
15) سوره الحجر (آیه 29: پس وقتی آن را درست کردم، و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده در افتید. {پس آدمیان به خاطر داشتن روح خدایی قابل سجده کردن و احترام میباشند}
17) الاسراء (آیه 85: و در باره روح از تو میپرسند، بگو « روح از سنخ فرمان پروردگار» من است، و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است. {میدانیم فرمان خدا توسط امواج انرژی وحی ابلاغ میگردد، پس روح هم نوعی امواج انرژی است، که با توجه به دانش اندک قدیم جز برای خدا و راسخان در دانش (آیه 7 سوره آل عمران) برای دیگران قابل درک نبوده است، }
70) سوره المعارج: تَعرُجُ المَلئِکةُ والرّوحُ إلیهِ فِی یومِ کَانَ مِقدارُهُ خَمسِین اَلفَ سَنَةِ (آیه 4: فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا میروند. {یعنی: پیامبر که سواد آکادمیکی نداشته با وحی از خدا در 1400 سال قبل فرموده: زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته و روح (امواج انرژی) یک روز احساس میکنند و انسان پنجاه هزار سال} در محاسباتی که توسط یکی از سایتها انجام شده(www.speed-light.info)، مقدار 299,792,458 متر را نشان میدهد که کمی از سرعت نور(سیصد هزار کیلومتر) کمتر است. دلیلش اینست که فرشته یا امواج انرژی وجودی دارد و جرمش صفر نیست، و از طرفی فضا خلآ نیست، پس تائیدی است به قانون سی.پی.اچ که میگوید: انرژی جرم دارد.
توضیح: {به استناد مقالات: خدا شناسی، خداوند بزرگ را علماً بشناسیم و نظریه، این سایت} وقت مردن: سی. پی. اچ. هایی که انرژی حیاتی بدن ما را تامین میکنند و جزئی از روح خداوند میباشند، جسم را ترک و به منبع لایزال انرژی مطلق (خداوند تبارک و تعالی) در فضا میپیوندند،. با خارج شدن روح از بدن، سلولهای جسم ما که از مواد معدنی موجود در زمین تشکیل یافته، و زیر بنای اصلی آنها باز هم سی. پی. اچ. است، بدون انرژی حیاتی (= حرکت، تغذیه، سوخت و ساز، زاد و ولد، و فکر و اندیشه و شعور و...) مانده، ظاهراً فاسد، ولی در حقیقت به عناصر اصلی تشکیل دهنده خود، که قابل جذب در خاک و گیاه میباشند، تجزیه میشوند و به آغوش طبیعت باز میگردند.
در نهایت در روز قیامت تمام مادّه که از انفجار انرژی بوجود آمده، و با توجه به استعداد ذاتی خود در اثر خلاقیت سی.پی. اچ. ها (یعنی خلقت خداوندی) در زمان مناسب تکامل یافته، و در زمان قیامت (مرده یا زنده) در اثر ورود به جهنم،{که یک کوره راکتور اتمی میباشد} با انفجار اتمی عظیمی تبدیل به انرژی حرارتی (باز هم سی. پی. اچ.) خواهند شد، آیه 71سوره مریم : همه شما(بدون استثنا) وارد جهنم میشوید، این امر نزد پروردگارت حتمی و پایان یافته است. و در آیه 72 همین سوره: سپس کسانی را که تقوا پیشه کردند (از آن) رهایی میبخشیم، و ستمکاران را در حالی که به زانو در آمده اند در آن رها میسازیم. پس انسانهای گنهکار{به شکل انرژی حرارتی} تا ابد در جهنم باقی میمانند و کسانیکه عمل صالح داشته باشند، از آنجا نجات داده شده در بهشت، به شکل انرژی های دیگر ماندگار ابدی خواهند شد. و در هر صورت به منبع لا یزال انرژی مطلق یا خداوند خواهند پیوست، که در قرآن معاد نام دارد.
8 - سئوال: چرا شیطان گفته: من را از آتش و انسان را از گِل آفریدهای؟،
38) سوره ص (آیه76: {شیطان} گفت من از او بهترم مرا از آتش آفریدهای و او را از گل آفریدهای.
پاسخ: چون شیطان و جن، امواج انرژی پارازیت هستند و هنگامی که خداوند کاینات را میآفرید {انفجار بزرگ}، ناخواسته بوجود آمده اند، امّا انسان میلیاردها سال بعد از تبدیل انرژی به مادّه و شکل گرفتن کره زمین، با خواست خدا از آب و خاک آفریده شده، و در قرون متوالی تکامل یافته است،
توضیح - برای وجود شیطان و جن، من در جایی دلیل علمی ندیده و نشنیدهام، ولی بطوریکه میدانیم: علم برای انسان و هر موجود زندهای، پدیدآمدن را از موجودات تک سلولی آغاز، و سپس در اثر «تکامل»، رسیدن به وضع موجود میداند. امّا: قرآن توضیح کاملی برای اجنه و انسان در آیات ذیل و دیگر آیات دارد:
مثالبرای اجنه و شیطان: 55) سوره الرحمن: وخَلَقَ الجَانَّ مّن نّار (آیه 15: و جن را از شعله های آتش خلق کرد. - و 18) سوره کهف (آیه51 : هرگز آنها {اجنه= ابلیس و فرزندانش} را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین و نه به هنگام آفرینش خودشان {انفجار بزرگ}، حاضر نساختم؛ و هیچ گاه گمراه کنندگان را دستیار خود قرار نمی دادم.
توضیح: هنگام آفرینش یا انفجار بزرگ، وقتیکه انرژی به مواد مذاب (مادّه) تبدیل میشده، تمام انرژی عمل کننده، به ماده مذاب تبدیل نشده، و قسمتی به صورت امواج انرژی پارازیت {شیطان}، پدید آمده یا آفریده شده است، همانطور که در فرستندهها، هنگام تبدیل صوت و تصویر به امواج رادیوئی، مقداری هم پارازیت به وجود میآید، که مجبور میشوند برای واضح شدن صدا و تصویر، در گیرندهها وسیله پارازیت گیر نصب نمایند. چون انسان آزاد آفریده شده! در قرآن در آیات زیادی، دستوراتی برای دوری از وسوسه های شیطان صادر شده است.
پس، اجنه و شیطان: امواج انرژی پارازیت هستند. هنگام بیگ بنگ یا انفجار بزرگ، نا خواسته به وجود آمدهاند. به دلیل امواج انرژی {سی.پی.اچ} بودن مرگ ندارند، تا اینکه در روز قیامت در راکتور اتمی «جهنم» به انرژی حرارتی {بازهم سی.پی.اچ} تبدیل شوند.
مثال برای انسان: 6) سوره انعام (آیه 2 : خدا آن ذاتی است که شما را از گل آفرید ه است . سپس (برای عمر و زندگی هر یک ازشما) زمانی را تعیین کرده است و زمان معیین را تنها خدا میداند و بس ، سپس شما ( در باره آفریننده ای که انسان را از این اصل ناچیز گل، آفریده است و اورا تکامل بخشیده است ) شک و تردید به خود راه میدهید؟. - و 4) سوره نساً (آیه یکم : ای مردمان از{ شک وتردید بر قدرت وتوانایی } پروردگارتان به پرهیزید . پروردگاری که شما را ازیک نفس واحده {یعنی جاندار تک سلولی } بیافرید و زوجه اش را از نوع او آفرید، {یعنی: تقسیم شدن سلول} واز این دو نفر مردان و زنان فراوانی (برروی زمین ) پراکنده کرد ، و از (خشم) خدائی بپرهیزید که همدیگررا بدو سوگند میدهید، و بپرهیزید از اینکه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید (و صله رحم را نادیده گیرید)، زیرا که بیگمان خداوند مراقب شما است (و کردار ورفتار شما از دیدهء او پنهان نمیماند). - و 40) سوره غافر (آیه 67: خدا کسی است که شمارا از خاک می آفریند سپس {مایه افرینش را از خاک و گل } به منی تبدیل میگرداند و بعد (منی را ) به زالو گونه ای تبدیل مینماید، و آنگاه به شکل نوزادی ( ازشکم مادرانتان) بیرونتان می آورد ، بعد { شما بزرگ میشوید } تا میرسید به کمال قوت خود ، آنگاه پیر میشوید . برخی از شما پیش از آن مرحله میمیرید ، و {یا برخی از شما را زنده نگاه میدارد} تا به وقت معین میرسید {و در اثر پیری میمیرید } امید است شما {معنی تکامل و رشد را} بفهمید.
پس انسان مثل تمام مادّه یک سامانه ساعتی است، و از انرژی {سی.پی.اچ} به وجود آمده، و پس از مدتی تیک تاک کردن، از حرکت میایستد، و مثل «ستارگان و کهکشانها و غیره ...» متلاشی میگردد. و دوباره به انرژی {c.p.h} تبدیل می شود. اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیه راجِعون،
سلام و علیکم جناب استاد در سوال علت آفرینش جواب سنتی نیاز خداوند به شناساندن خود را پاسخ فرموده اید که به نظر بنده کفایت نمیکند چرا که خداوند منزه است از شناساندن خود به ذره هایی مانند بشر در این عظمت لا متناهی کائنات. به نظر بنده پاسخ در توضیحات انرژی جنابعالی موجود است و آفرینش در ذات خداوند موجود است و خداوندی که نیافریند خداوند نیست. آتش اگر نسوزاند آتش نیست و آب اگر نخیساند آب نیست چرا که آب و اتش ذاتشان حرارت و رطوبت است و انرژی و خداوند نیز ذاتش در آفرینش است. خالق اگر نیافریند دیگر خالق نیست. متشکرم
با سلام وبا سپاس ازتلاش بيوقفه حضرتعالي دربحث خدا چيست شما فرموده ايد تعدادثابت ولايتغير ذرات انرژي هوشمند حكم واحد داشته وخداوند ياانرژي مطلق ناميده ميشود حال سوال اينجاست آفريننده انرژي مطلق كه يا چيست؟
سئوال نیما: انرژی مطلق را که و یا چی خلق کرده ؟ جواب: خدا و چون میدانیم : انرژی مطلق همان خداست پس جوابهای زیر را نیز میتوان داد: جواب 1 – دل اگر خدا شناسی؟ مبر از خالقش سئوالی ! ـــــــــــ مخلوق کی تواند؟ کند بر جهان خدائی؟ جواب 2 - خدا وقتی «خود آی» است، که خالق خودش نیز باشد. جواب 3 – خداوند اگر خالق خودش نباشد، خدا نیست ! . جواب 4 – خداوند اگر خودش را خلق نکرده باشد، در عدم چگونه میتواند دگر چیزها را خلق نماید
سلام استاد بهنام عزيز باعرض معذرت حال كه جنابعالي متحمل تحقيق در اين ابعاد وسيع شده و به نوعي زحمت مارا كم نموده ايد كه جاي سپاس وتشكردارد.اماجواب حضرتعالي برپايه نظربامحاسبات علمي وحتي منطبق قرآن نميتواند باشد چرا كه اگربنا به استدلال شما از نظريه (سي پي اچ)جهان مورد باورما به وجود آمده و(سي پي اچ) نيز خودش را خلق كرده آيا نميتوان احتمال داد كه (سي پي اچ )ديگري خودشان را خلق كنند؟ يا جهانهاي ديگر باشد با (سي پي اچ) ديگر واينكه اين امر با وحدانيت خداوند معارضت دارد؟ با تشكر
با سلام و خسته نباشید ! چطور این سی پی اچ ها به عقیده شما به خودی خود بوجود آمده اند که تعداد آنها به اندازه کافیست و دیگر نه کم و نه زیاد میشوند ؟ نکته مهم اینجاست که خود جنابعالی میفرمایید سی پی اچ ها یعنی در مرحله اول یک سی پی اچ به اندازه کافی تکثیر شده و بعد کاینات را بوجود آورده !(این آیه قل هو الله احد را کاملا نفی میکند) آیا این سی پی اچ ها را خداوند متعال نیافریده همان خدایی که واحد هست و تکثیر نشده و نامش هم جمع بسته نمیشود !
از ابتدایی ترین سؤالاتی که انسان پس از شنیدن این که:خدا جهان را آفریده است برایش مطرح می شود که:پس خدا را چه کسی آفریده است. استاد مطهری از راسل (فیلسوف معروف غرب) نقل می کند که وی می گوید "پدرم به من گفت:این پرسش که چه کسی مرا آفریده است. جواب ندارد زیرا بلافاصله این سؤال مطرح می شود که:چه کسی خدا را آفرید؟" راسل می گوید:"جمله ای به این سادگی به من فهماند اگر هر چیزی باید علتی داشته باشد، پس خدا نیز باید علتی داشته باشد و اگر چیزی علمی وجود تواند داشت این چیز می تواند هم خدا باشد و هم جهان." (1) اما حقیقت این است که در اکثر موارد سؤال کننده تصور غلطی از خدا دارد و در احادیث این مطلب بارها تذکر داده شده است. مثلاً حضرت رضا( می فرماید:"هر کس که درباره کیفیت، چرایی، زمانمندی و ... خدا سؤال کند این سؤال ناشی از این است که خدا را امری شبیه سایر امور مادی، محلول، زمانمند و ... تصور کرده است." امام ( تذکر می دهد که این تصورات دربارة خدا اشتباه است یعنی این گونه سؤالات همگی ناشی از این هستند که ما خدا را ابتدا شبیه موجودات مادی دانسته ایم و چون می بینیم که مثلاً همه موجودات مادی علت دارند می پرسیم، علت پیدایش خدا چیست!(2) برهان های فلسفی در جهت اثبات خداوند متعال در اکثر کتابهای فلسفی و کلامی وجود دارد و در این باره به کتابهای چون آموزش فلسفه، ج2، آقای مصباح یزدی، ترجمه و شرح نهایه الحکمه، ج3، علامه طباطبایی با ترجمه و شرح علی شیروانی، الهیّات آقای سبحانی و ... مراجعه کرد. و ما بطور خلاصله یکی از برهان های اثبات خداوند از دیدگاه ابن سینا را بیان می کنیم لطفاً با دقت و تفکر مطالعه فرماید:در فلسفه اسلامی بحثی است به نام "مناط احتیاج به علت" یعنی اینکه چه چیز باعث می شود یک شیء نیاز به علت داشته باشد؟آیا هر موجودی نیاز به علت دارد، یعنی آیا یک چیز، همین قدر که موجود باشد، کافی است که "محتاج علت" باشد، اگر چنین باشد، خدا هم نیازمند علت است. اما هیچ دلیلی نداریم که هر موجودی نیازمند علت است. آن طور که فلاسفه مسلمان توضیح داده اند (به خصوص ابن سینا) ملاک احتیاج به علت، امکان است، یعنی این که یک شیء هم موجود بودنش ممکن باشد و هم معدوم بودنش. در این جا این پرسش پیش می آید:"این شیء که میتوانست معدوم باشد، چه امری رخ داد که موجود شد؟زیرا تمام اشیایی که پیرامون خود می بینیم و نیز (خود ما) از جمله اموری هستیم که می توانستیم نباشیم (یعنی معدوم بودنمان ممکن بود) به قول استاد مطهری، این مطلب دشوار و سختی نیست. زیاد شنیده ایم که وقتی کسی می میرد، می گویند اگر زندگیش دست خودش بود نمی مرد. یا هر چیز جدیدی که پیدا میشود می گوییم "این نبود و حالا هست" پس هم می تواند باشد و هم می تواند نباشد. حال اگر بخواهد از حالت نبودن "عدم" به حالت بودن "وجود" تبدیل شود، باید علتی داشته باشد. پس تنها چیزهایی محتاج علت هستند که ممکن الوجود باشند. اما خدا واجب الوجود است. لذا دیگر نیازی به علت ندارد.(3) منابع و مآخذ: 1. اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج5، ص58-57 2. توحید صدوق، ص36، باب2، حدیث2 اصول فلسفه، ج3، ص211 www.jawab.ir